[ad_1]

تکذیب مایکل سلنبرگر در برابر انتقادات پیتر گلیک (2/2)

برچسب ها: # مایکل سلنبرگر ، # پیتر گلیک ، # محیط زیست

20 مه 2021 | از: veritaholic | علوم پایه بدون شرح

(مایکل سلنبرگر ، پیشرفت زیست محیطی)

مشاهده متن اصلی

4
با افزایش رشد جمعیت در دهه 1970 ، ترس از انفجار جمعیت افزایش یافت. ها جیمین ، سردبیر نشریه Nature در سال 1972 ، آینده را از این طریق پیش بینی کرد. “در دهه 1970 و 1980 قحطی و قحطی وجود نخواهد داشت ، اما اینکه با بقایای موجود چه باید کرد ، یک مشکل خواهد بود.” وی همچنین گفت که ایجاد ترس “ترویج نئو استعمار” است و دیگران موافقت کردند. یک جمعیت شناس گفت که انفجار جمعیت مسئله نبود ، “کلمه انفجار مزخرف است.”

استر واساب ، اقتصاددان دانمارکی ، که در FAO کار می کند ، از نظر تاریخی نشان داده است که هر بار که جمعیت افزایش می یابد ، مردم به دنبال راه هایی برای افزایش تولید مواد غذایی هستند. در واقع ، او دریافت که ترس مالتوس قبل از انقلاب صنعتی اشتباه بوده است.

در سال 1981 ، اقتصاددان هندی آماتیا سن در فقر و گرسنگی نشان داد که گرسنگی به دلیل کمبود غذا نیست ، بلکه به دلیل جنگ ، فشار سیاسی و فروپاشی ساختار توزیع غذا است. سن در سال 1998 برنده جایزه نوبل اقتصاد شد.

در سال 1987 ، جمعیت شناسان دریافتند که سرعت رشد جمعیت به بالاترین حد رسیده و اکنون در حال کند شدن است. هفت سال بعد ، سازمان ملل متحد آخرین جلسه تنظیم خانواده خود را برگزار کرد. از سال 1996 تا 2006 بودجه سازمان ملل برای تنظیم خانواده به نصف کاهش یافت.

از آنجا که مشخص شد رشد جمعیت جهان در حال کند شدن است ، مالتوسیان تغییر آب و هوا را به جای انفجار جمعیت و تخلیه منابع انتخاب کردند. استیون اشنایدر ، اقلیم شناس معروف استنفورد از مالتوسیان جان هولدرن و پاول ارلیچ دعوت کرد تا به دانشجویان خود آموزش دهند.

وی نوشت: “جان از نظر جمعیت ، منابع و محیط زیست بیش از هر معاصر خود کار قابل اطمینان تری انجام داده است. سخنرانی های وی به دانشمندان در انستیتوی ملی علوم جوی (NCAR) کمک می کند تا تصویر کلان را ببینند. “

اشنایدر با همكاری هولدرون و جورج وودول ، بنیانگذار صندوق حفاظت از محیط زیست (EDF) ، در كنفرانسی كه در سال 1976 توسط انجمن پیشرفت علم آمریكا (AAAS) برگزار شد ، استدلال كرد:

“در نتیجه استفاده پر خطر و ناپایدار از فناوری و سازمان بشریت ، جمعیت جهان از کنترل خارج می شود.”

اشنایدر با توصیف تغییر اقلیم از نظر اصطلاحات شناختی توجه رسانه ها را جلب کرد. “ما در حال قدم زدن در خارج از صحنه هستیم.” وی بر اساس تحقیق دوستش پاول ارلیچ گفت: “در تابستان 1977 ، من چهار بار در برنامه جانی كارسون در CBS حضور داشتم.”

در سال 1982 ، گروهی از اقتصاددانان به نام “اقتصاددانان محیط زیست” در استکهلم سوئد دیدار کردند و هفت سال بعد در بیانیه ای ادعا کردند که این خطرات به معنای وجود برخی از مرزهای طبیعی است. درست. مورخان محیط زیست می گویند: “اقتصاددانان محیط زیست با تأکید بر سیستم ها بیش از منابع با بحران نئو مالتوسی تفاوت دارند.” “کمبود غذا ، منابع و انرژی اکنون مهم نیست. اقتصاددانان می گویند مرزهای اکولوژیکی تعیین شده مهم هستند. به زودی بار سیستم باعث شکست سیستم شد. “

در حالی که گلیک سعی در دفاع از مالتوسیانیسم دارد ، اما به طور طبیعی از هولدرون و ارلیچ دفاع می کند. گلیك می گوید آنها ادعا نمی كردند كه سوختهای فسیلی در دهه 1970 تمام می شوند و هولدرون در كتابی كه در سال 2003 منتشر شد ، اظهار داشت: دوستداران محیط زیست نمی گویند انرژی تمام می شود ، آنها می گویند كه محیط پایان می یابد. “بگذارید ذکر کنم.

اما من در کتابم به این موضوع اشاره کردم. من نشان دادم كه چگونه مالتوسی ها موضوع را از تخلیه سوخت های فسیلی به تغییرات آب و هوایی تغییر داده و ادعا می كنند كه محیط پایان می یابد. “چندین سال پیش ، مالتشیان اصرار داشتند که با کاهش سوخت های فسیلی ، باید انرژی مصرف شود. اکنون آنها به دلیل کوچک شدن محیط پیوسته اند. “

ادعاهای مالتوسی اکنون با ادعاهای مالتوس بسیار متفاوت است. مالتوس هشدار داد که ازدیاد جمعیت منجر به کمبود غذا خواهد شد ، در حالی که مالتوسی ها هشدار دادند که در دهه 1960 و 1970 ، انرژی بیش از حد منجر به ازدحام بیش از حد ، تخریب محیط زیست و فروپاشی اجتماعی خواهد شد. در سال 1977 ، ارلیچ و هولدرن یک نهاد مشورتی بین المللی را برای “توسعه ، کنترل و حفاظت از تمام منابع طبیعی” پیشنهاد دادند. امروز ، بسیاری از دانشمندان مالتوسی ، سازمان های غیردولتی زیست محیطی و سازمان ملل متحد از تغییر اقلیم و تنوع زیستی در کشورهای در حال توسعه حمایت می کنند. برای روش هایی برای کنترل سیاست های انرژی ، غذا و آب ما.

در سال 1989 ، بیل مک کیبان در کتاب “پایان طبیعت” استدلال کرد که تأثیر بشریت بر روی کره زمین نیاز به یک برنامه مالتوسیایی دارد که توسط ارلیچ و کومونر در دهه 1970 ایجاد شده است. رشد اقتصادی اکنون غیرممکن است. وی می گوید کشورهای ثروتمند برای بالا بردن سطح زندگی خود ، اما نه برای صنعتی شدن ، باید به کشاورزی برگردند و ثروت خود را به کشورهای فقیر منتقل کنند. وی ادعا می کند که جمعیت جهان به 1 تا 2 میلیارد نفر کاهش می یابد.

مالتوسی ها ، که استدلال می کردند مصرف انرژی باید کاهش یابد ، زیرا سوخت های فسیلی فقط چند سال پیش تخلیه می شود ، اکنون اصرار دارند که محیط زیست تخلیه شود. در سال 1998 ، مک کابرن گفت: “مواد خاص کمبودی ندارند. فرسودگی چیزی است که دانشمندان آن را “غرق” می نامند. اینجاست که بالاخره محصولات جانبی طراحی شده برای ارضای خواسته های عظیم انسانی هدف قرار می گیرند. من در مورد یک سطل آشغال معمولی صحبت نمی کنم. ما تا زمانی که زمین از بین نرود از پوشک استفاده می کنیم و احتمالاً هنوز فضای خالی برای دور ریختن آنها پیدا خواهیم کرد. با این وجود می توان گفت که محیط مربوط به محل دفن زباله از بین رفته است. “

کارشناسان محیط زیست دلیل تغییر آب و هوا را دلیل مخالفت با سدها و کنترل سیل می دانند ، اما مهندس محیط زیست آفریقای جنوبی ، بریسکو ، اظهار داشتند. “[기후변화에 대한] 80٪ سازگاری نحوه استفاده از آب است. “

بریسكو می گوید كه محافظان غربی در كمبود مواد غذایی مشاركت داشته اند. “بیایید بحران غذایی سال گذشته را بررسی کنیم.” جان بریسکو ، مهندس بانک جهانی ، در مصاحبه ای در سال 2011 گفت: “بسیاری از مردم از این بحران پشیمان هستند. رسانه ها مملو از اخبار مربوط به سازمان های غیردولتی (NGO ها) است و کمیته های امداد وعده کمک های بیشتر به کشاورزی در کشورهای در حال توسعه را می دهند. اما آنها این را با اصرار بر این بحران توضیح می دهند. “

“NGO ها این واقعیت را منعکس نمی کنند که بسیاری از NGO ها به پروژه های آبیاری دولتی یا سایر پروژه های نوسازی کشاورزی اعتراض کرده اند زیرا” فقیر نیستند و محیط زیست را از بین نمی برند “. بعلاوه ، گفته نمی شود که یارانه کشاورزی 20٪ از کل یارانه توسعه عمومی در سال 1980 بود ، اما در بحران غذایی به 3٪ در سال 2005 کاهش یافت. “

5
گلیک از موضع من در مورد انرژی هسته ای و سایر منابع انرژی سو تفاهم کرد و آن را به گونه ای نوشت که گویی از مشکلات آنها چشم پوشی می کنم. در کتابم ، من به طور مفصل بحث کردم که استخراج در فضای باز ، تکه تکه شدن گاز طبیعی و انرژی هسته ای ، اگرچه آنها گزینه های بهتری برای چوب ، زغال سنگ و گاز طبیعی هستند ، که سعی می کنند جایگزین آنها شوند ، اما هنوز هم تعدادی از مشکلات را دارند.

دلیل مخالفت مالتشی ها با انرژی هسته ای این نیست که انرژی هسته ای خطرناک است ، بلکه به این دلیل است که مشکل تخلیه و آلودگی را حل می کند که به نظر می رسد مالتوسی ها خیلی نگران آن هستند.

دانشمندان قبلاً می دانستند که انرژی هسته ای نه تنها منبع کود کافی ، آب و مواد غذایی است ، بلکه همچنین یک منبع انرژی است که به دلیل آلودگی صفر می تواند اثر محیطی را به شدت کاهش دهد. به همین دلیل ، انرژی هسته ای به یک معضل بزرگ برای مالتوسی ها و دیگر افرادی تبدیل شده است که ادعا می کنند انرژی ، کودها و مواد غذایی کاهش می یابد. برخی از مالتوسی ها ادعا می کنند که انرژی هسته ای بسیار ارزان و تولید آن بسیار آسان است.

رئیس باشگاه سیرا گفت که او با نیروگاه هسته ای دیابلو کانیون مخالف است. “اگر جمعیت کالیفرنیا طی 20 سال آینده به دلیل تأمین انرژی دو برابر شود ، چشم انداز کالیفرنیا نابود خواهد شد.”

نگرانی برای محیط زیست شامل تصویر منفی از مردم است. “یافتن یک منبع انرژی ارزان ، تمیز و فراوان نزدیک به فاجعه ای برای بشریت است.” در مصاحبه ای در سال 1970 ، آموری رابینز ، مدافع انرژی های تجدیدپذیر مالتوسی. پس فکر کن که بشریت با این انرژی چه خواهد کرد. »ارلیخ موافقت کرد. “در واقع ، اگر بشریت در آن زمان انرژی ارزان و فراوانی داشت ، به منزله دادن مسلسل به کودک اخلاقی است.”

به همین دلیل است که آنها از وحشت بمب اتمی سو استفاده می کنند. برتراند راسل ، فیلسوف انگلیسی می گوید: “هیچ چیز بیش از فقر جهانی ناشی از افزایش بیش از حد جمعیت ، خطر جنگ بمب هیدروژنی را افزایش نمی دهد.” آنها رشد روزافزون جمعیت در کشورهای در حال توسعه را “انفجار جمعیت” می نامند و ارلیخ کتاب خود را “بمب جمعیت” نامید. “

ارلیخ و هولدرن استدلال می کنند که انرژی هسته ای می تواند از بمب هم بدتر باشد. “رادیواکتیویته طولانی مدت یک انبار بزرگ راکتور هسته ای 1000 برابر بیشتر از بمبی است که بر روی هیروشیما ریخته شده است.” به نظر می رسد به نظر می رسد یک نیروگاه هسته ای هزاران برابر خسارت خواهد دید. اما این تشبیه غلط است. راکتور هسته ای مانند بمب منفجر نمی شود. سوخت راکتور به اندازه کافی “غلیظ” نیست که باعث چنین انفجاری شود. اما مخلوط کردن راکتورها و بمب ها استراتژی اصلی حفاظت کنندگان مالتوسی است.

گلیک ادعا می کند که ارلیخ و هولدرن نیز تفاوت راکتور هسته ای و بمب اتمی را می دانند و من آنها را اشتباه درک کردم. اما اینطور نیست دلیل مراجعه آنها به هیروشیما یادآوری ترس از بمب اتمی است. در غیر این صورت ، چرا از این تشبیه استفاده می کنید؟ به جای بمب اتمی ، می توانیم از قیاسی استفاده کنیم که محرک احساسی ندارد ، مانند اشعه ایکس که در روز جای می گیرد یا رادیواکتیویته در مناطق با فعالیت زیاد مانند کلرادو.

در کتاب توهم بودن روی سیاره به این مدل اشاره کردم. مالتوسيان در مورد مشكلاتي مانند منابع و محيط زيست صحبت مي كنند ، به خطرات اشاره كرده و به گزينه هاي فن آوري كه مي تواند آنها را حل كند حمله مي كنند. مالتوس پیش بینی افزایش زیاد جمعیت را اعلام کرد ، اما با سرکوب مصنوعی جمعیت مخالفت کرد. هولدرون و ارلیچ با استفاده از کود و کشاورزی صنعتی در کشورهای فقیر مخالفت کردند ، در حالی که هشدار دادند که سوخت های فسیلی تخلیه می شود و قحطی به وجود می آید. امروزه دانشمندان اقلیم ضمن هشدار در مورد بلایای ناشی از تغییر اقلیم ، به گاز طبیعی و انرژی هسته ای ، اصلی ترین منابع انرژی که می توانند انتشار کربن را کاهش دهند ، حمله می کنند.

گلیک در انتقاد از “توهم بودن برای کره زمین” نیز کاری مشابه انجام می دهد. وی می گوید ادعاهای من مبنی بر اینکه سدهای آبی ، سیستم های کنترل سیل و نیروگاه های هسته ای به جامعه بشری کمک می کنند تا خود را سازگار کرده و به تغییرات آب و هوایی پاسخ دهند ، اشتباه است. ادعاهای گلیک نه تنها غلط است ، بلکه به اهداف او شک دارم. نه اینکه عصبانی باشید ، بلکه فقط ناراحت هستید.

همانطور که در فصل آخر کتاب توهم بودن در سیاره بحث کردم ، فکر می کنم دانشمندان ، فعالان و روزنامه نگاران مالتوسی روح گمشده ای هستند که از خدایان دروغین پیروی می کنند. آنها بدون اطلاع خود به دین معتاد شده اند. این یک حمله شخصی نیست. این صرفاً نقد ایدئولوژی ای است که امروزه به دین دیگری به اصطلاح معاصر سکولار تبدیل شده است.

قسمت 1



[ad_2]

By kpD56

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *