[ad_1]

مردم خوب شده اند ، اما در عین حال جنگ کرده اند (2/2).

برچسب ها: # طبیعت ، # جنگ

5 مارس 2021 | از: veritaholic | علوم پایه بدون شرح

(استیو پالسون ، ناوتیلوس)

مشاهده متن اصلی

س :ال: شما قبلاً اشاره كردید كه وقتی مردم آرام شدند و كشاورزی را شروع كردند ، موضوع به موضوعی مهم تبدیل شد ، اما به نظر می رسد شواهد مختلفی وجود دارد كه نشان می دهد مردم در فرهنگ شكار نیز جنگ كرده اند.

پاسخ: در گذشته تصور اینکه مردم مهربان تر و نرم ترند آسان بود. مدت ها پیش ، مردم در هماهنگی با یکدیگر زندگی می کردند ، با آنچه می خواستند ، از اوقات فراغت خود لذت می برند و با یکدیگر جنگ نمی کنند. با این وجود مدتهاست که ردپای مشاجره و خشونت دیده می شود. بررسی انجمن های شکارچیان ، که هنوز هم باقی مانده است ، نشان می دهد که آنها میزان بسیار بالایی از خشونت سازمان یافته و مرگ دارند.

سوال: این مربوط به بحث طولانی بین روسو و توماس هابز است.

پاسخ: روسو گفت که جامعه سازمان یافته باعث خصومت ما با یکدیگر شده است. هابز گفت که در جوامع بدوی باستان ، هیچ دولت مرکزی برای واسطه گری در مشاجرات مردم وجود ندارد ، بنابراین همه چیز جدی تر بود. از نظر هابز ، دولت بزرگی به نام لویاتان ، دیکتاتوری حفظ نظم ، دفاع از سرزمین و محافظت از مردم ، خوب بود.

س: پس حق با هابز بود؟

ج: تا حدودی با دیدگاه بدبینانه او موافقم. ادعای وی مبنی بر اینکه جامعه جهانی معکوس هرج و مرج است ، اشتباه است. بشر مدت هاست با سازمان ها و قوانینی بین المللی دست و پنجه نرم می کند که می تواند نیاز به جنگ را از بین ببرد. آیا می توانید تصور کنید که انگلیس ، فرانسوی و آلمانی 100 سال پیش با یکدیگر جنگیده و اتحادیه اروپا را ایجاد کردند؟ علاوه بر جنگ ، راه حل هایی برای حل مشکلات بین ملت ها وجود دارد. دادگاه بین المللی ، داوری ، تحریم ها و غیره می تواند به کار رود.

س :ال: مواقعی وجود دارد كه كشور عامل جنگ است.

پاسخ: از برخی جهات ، بله. اما زمان هایی وجود دارد که وارد جنگ می شویم که بسیار گران است. به نظر می رسید چارلز تیلی متقاعد کننده است که جنگ می تواند به زندگی پایدار تری برای اتباع امپراتوری منجر شود ، امری که منجر به یک امپراتوری بزرگتر می شود. اگرچه امپراتوری روم بر اساس جنگ ساخته شده است ، مردم ساکن در امپراتوری روم از سطح بالایی از زندگی برخوردار بودند و به دلیل ایمن بودن جاده ها و خطوط دریایی آزادانه سفر می کردند. تجارت در امپراتوری روم آزادانه انجام می شد. مردم به جای ترک امپراتوری روم ، می خواستند وارد امپراتوری روم شوند و زندگی کنند. امپراتوری روم نسبت به دین مدارا می کرد ، فقط احترام به شاهنشاه را می خواست و از قوانین و آداب و رسوم آنها پیروی می کرد. به عبارت دیگر ، موفقیت امپراتوری روم تنها به دلیل قدرت امپراتوری روم نبود.

س: جنگ ها معمولاً چگونه شروع می شوند؟

پاسخ: دلایل زیادی وجود دارد. برخی افراد کسی را آزرده خاطر می کنند ، عده ای دیگر با کسی ازدواج می کنند ، اشتباه شخصی و غیره. اما من این را به عنوان یک دیدگاه می دانم: حرص و آز ، زیرا کسی چیزی را می خواهد که شخص دیگری داشته باشد. این می تواند قلمرو باشد ، می تواند کالاهایی مانند نقره یا طلا باشد ، یا می تواند بردگی مردم باشد. شما فکر می کنید کسی به شما حمله خواهد کرد ، یا ممکن است برای زنده ماندن کشور خود جنگ کنید. و گاهی اوقات جنگ بر سر ایدئولوژی یا عقاید انجام می شود. این شامل دین می شود. اگر می خواهید بهشتی بر روی زمین بسازید یا اعتقاد دارید که تاکنون نجات ابدی دریافت کرده اید ، از مرگ نمی ترسید و بخشی از یک هدف بزرگتر نمی شوید ، بنابراین آماده رفتن به جنگ هستید. ناسیونالیسم نیز مشابه است. وقتی من برای کشورم می جنگم و می میرم ، فکر می کنم ما برای چیزی بزرگتر از من می جنگیم. یا اینکه یک جنگ داخلی بین افراد با تفکرات مختلف در مورد اینکه چه کسی باید این جامعه را اداره کند و این جامعه باید به چه جهتی برود وجود دارد.

سوال: آیا جنگ های داخلی معمولاً ویران کننده ترین جنگ ها نیستند؟

پاسخ: دلیل این امر این است که این جنگ جنگی است که برای همان ایدئولوژی برای ساختن یک کشور سوسیالیستی بر روی زمین یا رفتن به بهشت ​​پس از مرگ می جنگد. خلاص شدن از شر کسانی که با نظر شما موافق نیستند ، به معنای خلاص شدن از شر کسانی است که مانع خیر انسانیت بیشتر می شوند و بنابراین حتی احساس تعهد اخلاقی می کنند. من آنقدر احساس پشیمانی نمی کنم که بتوانم آنها را از روی زمین خلاص کنم. چنین جنگ وحشیانه ای اتفاق می افتد. جنگ داخلی فقط در میدان جنگ با سربازان انجام نمی شود. کل جامعه با ذهنیت های مختلف با هم می جنگند. حتی کودکان نیز متمرکز هستند. در مورد افراد مسن نیز همین طور است. جنگ داخلی توسط هیچ کس نادیده گرفته نمی شود.

سوال: همچنین داستانی در مورد اهمیت تصادفات در جنگ وجود دارد. یا یک شخص خاص رهبر می شود ، یا یک واقعه جنگ را تحریک می کند.

پاسخ: بسیاری از مورخان مخالف خواهند بود. با این حال ، من فکر می کنم که حوادث نقش بسیار مهمی در تاریخ دارند. وقتی انقلاب فرانسه آغاز شد ، ناپلئون بناپارت سربازی از یک خانواده کوچک در جزیره کورسیکا بود. اگر انقلاب فرانسه نبود ، ما امیدوار نبودیم که به یک ژنرال قدرتمند تبدیل شویم. انقلاب نظم جهان قدیم را از بین برد و در نتیجه ، که در هیچ دوره دیگری فرصتی نداشت ، به بزرگترین قهرمان نظامی تاریخ تبدیل شد.

در مورد حوادث هم همینطور. من به این نتیجه رسیدم که می توان از جنگ جهانی اول جلوگیری کرد. حتی قبل از سال 1914 ، زمانی که کشورهای اروپایی شروع به جنگ با یکدیگر کردند ، چنین بحرانی وجود داشت ، اما آنها یکدیگر را کنترل می کردند. همین اتفاق می توانست در سال 1914 رخ دهد ، اما قبل از اینکه من آن را بدانم ، خیلی بزرگ شده بود که نمی توان جلوی آن را گرفت. وارث تاج و تخت امپراتوری اتریش در سارایوو کشته شد. اتریش مصمم است که صربستان را نابود کند. روسیه تصمیم می گیرد از صربستان دفاع کند. آلمان تصمیم می گیرد که در کنار اتریش-مجارستان قرار گیرد. در گذشته ، حتی در چنین شرایطی ، اتفاق نظر وجود داشته است. اما این بار به مسئله ای بسیار خطرناک برای غرور ملی تبدیل شده است.

سوال: آیا این نوع جنگ هنوز هم می تواند اتفاق بیفتد؟

پاسخ: در زمان جنگ سرد فرصتی پیش آمد. در آن زمان ، ما در حال بحث در مورد چگونگی توازن و تخریب متقابل هسته ای بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده بودیم. در پایان جنگ سرد ، زمان هایی وجود داشت که آنها در آستانه شلیک سلاح های هسته ای خود بودند. بحران موشکی کوبا نیز بسیار خطرناک تر از آن بود که فکر می کردیم. در آن زمان یک زیردریایی هسته ای شوروی با اختیار کاپیتان برای شلیک سلاح هسته ای وجود داشت ، اما شخصی او را متقاعد کرد که سلاح هسته ای شلیک نکند. در آن زمان ، احتمال وقوع جنگ نیز وجود داشت به این دلیل که ارتباط دهندگان سیگنال اشتباهی می دادند یا گله پرندگان گرفتار شده در رادار را مانند موشک اشتباه درک می کردند.

سوال: ما در مورد وحشت جنگ صحبت کردیم ، اما شما همچنین در مورد چگونگی جنگ پیشرفت علمی یا کمک به برابری اجتماعی صحبت کردید.

پاسخ: از نظر تاریخی ، بسیاری از مردم گرد هم می آیند و کاری را انجام می دهند که معمولاً به دلیل گران بودن یا سختی زیاد ، یا مجبور کردن از بین بردن همه سیستم های موجود ، انجام نمی دهند. جنگ یکی از آن بحران هاست. همه گیری همان است. اکنون شاهد دولتی هستیم که بر امور متعادل مالی تأکید دارد و ناگهان پول زیادی می اندازد. این به این دلیل است که جامعه باید در یک وضعیت همه گیر کار کند. جنگ نیز مشابه است. همانطور که می دانید ، جنگ کمک زیادی به پیشرفت پزشکی کرد. به عنوان مثال ، پنی سیلین که در طول جنگ های دهه 1920 کشف شد ، تولید آن بسیار گران است. با این وجود ، با شروع جنگ جهانی دوم ، قیمت برای نجات سربازان به شدت کاهش یافت.

س :ال: انقلاب رایانه ای امروز نیز نتیجه تحقیقات وزارت دفاع ایالات متحده است.

ج: در طول جنگ جهانی دوم و جنگ سرد ، ایالات متحده بسیاری از علوم و فنون را مطالعه کرد. اینترنت نتیجه کمک هزینه های تحقیقاتی است که به دانشگاه های آمریکا داده می شود. موفقیت دره سیلیکون نیز مبتنی بر بودجه تحقیقاتی دولت آمریکا در طول جنگ سرد است.

سوال: جنگ همچنین به برابری اجتماعی کمک کرد. هنگامی که مردان به میدان نبرد عزیمت می کردند ، زنان باید جهان را وادار می کردند که منجر به تغییر سیاسی شد.

ج: قبل از جنگ جهانی اول ، زنان در بسیاری از کشورها حق رأی دادن داشتند. این منطق وجود داشت که اگر به اندازه مردان در جامعه شرکت نکنید ، حق چنین کاری را ندارید. هنگامی که جنگ جهانی اول آغاز شد و همه مردان استخدام شدند ، زنان هر کاری را که فکر نکرده بودند انجام دادند. من با تراکتور در مزرعه رانندگی کردم و وسایل را در کارخانه جمع کردم. انگلیس و چندین کشور می دانستند که زنان در جنگ سهیم هستند. اکنون منطق قبلی ثابت نشده است.

سوال: پیشرفت در فن آوری جنگ امروز را بسیار خطرناک کرده است. اگر از هوش مصنوعی در آینده استفاده شود ، شاید روبات های قاتل همه را بکشند. نظر شما در مورد جنگ آینده چیست؟

پاسخ: این امکان وجود دارد سلاح های پیشرفته پیشرفته تر می شوند. سلاح های خودران در حال تولید هستند که نیازی به کنترل انسان ندارند و خود آنها قضاوت می کنند. چه کسی مسئول چنین سلاحی است؟ قدرت تخریب هر سلاحی نیز افزایش می یابد. سلاح های هسته ای نیز ترسناک هستند ، اما حتی بمب های معمولی نیز این درجه از قدرت تخریب را دارند. حملات سایبری که می تواند زیرساخت های کشورهای دیگر را متزلزل کند ، نشان می دهد که نوع جدیدی از جنگ امکان پذیر است.

س: آیا می توانیم بر طبیعت انسانی که جنگ را پسندیده است ، غلبه کنیم؟

پاسخ: فکر می کنم می تواند. من تغییر در آلمان را بسیار جدی می گیرم. در قرن 19 و 20 ، آلمان کشوری بود که نظامی گری را بسیار جدی می گرفت. در آن زمان ، سرباز شریف ترین حرفه بود و ارتش جایی بود که بهترین افراد می رفتند ، اما اکنون اصلاً نیست. آلمان به کشوری کاملاً متفاوت ، به جامعه ای متفاوت تبدیل شد. سوئد نیز مشابه است. در طول جنگ سی ساله قرن 17 ، سربازان سوئدی به بی رحمی معروف بودند. وقتی شنیدند که نزدیک هستند همه چمدان خود را بسته و فرار کردند. امروز ، سوئد کشوری کاملاً متفاوت در جستجوی صلح است. در حال حاضر ، بیشتر کشورهای اروپایی نظامی گری را کنار گذاشته اند و جنگ را به عنوان یک استراتژی مفید در جامعه جهانی نمی دانند. تصور اینکه یک کشور اروپایی به کشور دیگری حمله می کند دشوار شده است. من فکر می کنم جهانی وجود خواهد داشت که استفاده از جنگ به عنوان ابزاری مانند گذشته غیرممکن است.

قسمت 1



[ad_2]

By kpD56

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *