[ad_1]

نقد “خطای سیاره پیتر گلیک (نوشته مایکل سلنبرگر)” (1/2)

برچسب ها: # مایکل سلنبرگر ، # محیط زیست

11 مه 2021 | از: veritaholic | علوم پایه بدون شرح

(Peter Glick، YaleClimateConnections)

مشاهده متن اصلی

به خانواده مونتاگ رومئو و ژولیت و خانواده کاپولیت فکر کنید. یا به خانواده های هتفیلد و مک کوی در ویرجینیای غربی و کنتاکی فکر کنید که بین سالهای 1863 تا 1891 دشمن یکدیگر بودند.

درگیری دهه های اخیر بین مالتوشیان و شاخ فراوانی در علوم محیطی ، رشد جمعیت ، کمبود منابع و بوم شناسی مشابه است. مالتشی ها کسانی هستند که با این ایده موافق هستند که توماس مالتوس ، اقتصاددان انگلیسی ، از این ایده صحبت کرده است که مرزهای منابع زمینی از رشد نمایی جمعیت پشتیبانی نمی کند و بنابراین در طولانی مدت پایدار نخواهد بود. برعکس ، تکنوکرات ها معتقدند که پیشرفت فن آوری ، مانند “شاخ فراوانی” در اساطیر یونان ، نه تنها نیازهای اجتماعی را برآورده می کند ، بلکه رشد بی پایان اقتصادی و رشد جمعیت به توسعه فن آوری های جدید کمک می کند.

انتقاد

بحث دانشگاهی و درگیری بین مالتشیان و تکنوکرات ها دویست سال است که تغییر می کند. در سال های اخیر ، به طور فزاینده ای افراطی و ایدئولوژیک در مورد تغییرات اقلیمی ساخته شده توسط بشر ، جنگل زدایی ، انقراض گونه ها ، فشارهای جمعیت و افزایش بحران بهداشت عمومی تبدیل شده است. این بدان دلیل است که با پیشرفت علم و فناوری ، پیچیدگی و اتصالات مشکلات فوق مشخص شده و برای حل این مشکلات اقدامات محلی ، ملی و جهانی لازم است.

“اشتباه سیاره ای” مایکل سلنبرگر نیز ادامه این بحث است. سلنبرگر دلیل نوشتن این کتاب را در مقدمه خود توضیح می دهد: به عبارت دیگر ، برای رد هشدار غیر منطقی و اغراق آمیز مالتوسی در مورد فاجعه ، باید بر انعطاف پذیری فن آوری تأکید کنیم که اگر تمرکز ما بر رشد اقتصادی ، پیشرفت تکنولوژی و استفاده از منابع طبیعی بیشتر او داستان هرمان هان ، جولیان سایمون و بیورن لومبورگ را که در موقعیت مشابه او قرار دارند ، تکرار می کند.

گفتمان بیش از حد درباره تغییرات آب و هوایی (؟)

سلنبرگر خود را به عنوان یک فعال محیط زیست و مردی معرفی می کند که حقایق و علوم را به جهانیان ابلاغ می کند تا “افراط گرایی که از اغراق های خصمانه مثبت ، انسانی و منطقی و هشدارهای زیست محیطی استفاده می کند” را رد کند. او می گوید که این کتاب را نوشت ، “زیرا در چند سال گذشته ، ادعاهای محافظان محیط زیست درباره تغییر اقلیم بسیار فراتر رفته است.”

همیشه می توان صدای منطقی و تحلیل روشنی به موضوع بحث برانگیز نحوه مقابله با بحران زمین اضافه کرد. متأسفانه ، این کتاب پر از اشتباهات جدی است. اول از همه ، تعدادی اشتباه در این کتاب وجود دارد که به مترسک ضربه می زند. سلنبرگر نه تنها معتقد است که دانشمندان ، “نخبگان تحصیل کرده” ، “فعالان روزنامه نگاری” و فعالان برجسته محیط زیست در آینده نزدیک بودن کره زمین اشتباه می کنند ، اما هنوز انرژی هسته ای و توسعه اقتصادی بی پایان را که تنها اقدامات مقابله با ادعاها هستند ، رد می کند.

حتی اگر او در حال حاضر درک خوبی از ماهیت و پیچیدگی بحران زمین داشته باشد – البته ، حتی اگر نتیجه علمی را نیز به درستی ارائه دهد – و یا این کار را نمی کند – مغالطه مهلکی در منطق وی وجود دارد. این ساده سازی تکنوکرات های سنتی است ، یعنی آنها به همه چیزهایی که با رشد اقتصاد همراه است و فن آوری های جهانی ظهور می کنند. HL Menken ، روزنامه نگار و نویسنده بزرگ آمریکایی گفت: “همیشه یک راه حل شناخته شده برای همه مشکلات بشر وجود دارد. این یک تصمیم خوب ، قابل قبول اما اشتباه است. “منکن همچنین در مورد کسانی که می گویند دقیقاً می دانند چه چیزی درست است و چه چیزی نیست هشدار داد. این همان توصیه دقیق شما برای مسائل پیچیده و نامشخص مانند بحران آب و هوا ، همه گیری و تغییرات محیطی است.

استفاده نادرست از علم ، ضرب و شتم مترسک ، چیدن آلبالو از واقعیت ها ، حملات شخصی

اما مشکل این کتاب جدی تر است. نویسنده پیگیری استدلال های وی را برای خوانندگان دشوار می کرد ، موضوعات مختلف را گیج می کرد و فقط مطالبی را ارائه می داد که تجربه ، استدلال ها و دیدگاه های وی را پشتیبانی می کند. بزرگترین مشکل این کتاب این است که این یک روش برای تأیید نظریه ها و تأیید گزاره ها بر اساس داده ها و حقایق نیست ، که یک نگرش علمی صحیح است ، اما این که ابتدا موضع می گیرد و سپس فقط داده ها و حقایق را ارائه می دهد ، که مطابقت دارد به یک موقعیت به همین دلیل است که در این کتاب اشتباهات منطقی ، استدلال های عاطفی و عقیدتی ، غلبه بر مترسک ، سو mis استفاده از واقعیت ها و چیدن انتخابی آلبالو و همچنین اشتباهات و اشتباهات علمی وجود دارد. علاوه بر این ، این کتاب پر از عصبانیت است که با حملات ظاهراً خشن شخصی به دانشمندان ، دوستداران محیط زیست و رسانه ها رنج می برد.

اکنون می خواهم فقط به برخی از اشتباهات این کتاب اشاره کنم. برای فهرست هرگونه خطا احتمالاً به کتاب جدیدی نیاز خواهید داشت. به طور خلاصه ، آنچه در این کتاب جدید است اشتباه است و آنچه درست است اولین بار نیست که این کتاب بحث می کند.

این کتاب بر اساس دو بحث فناوری است. یکی این که “محدودیت رشد” وجود ندارد و مشکلات زیست محیطی نتیجه فقر است و وقتی همه ثروتمند می شوند ، خودشان آنها را حل می کنند. این گفته بسیار قدیمی است و بسیاری مورد اختلاف نظر قرار می گیرند. (در اینجا چند مثال آورده شده است.)

استدلال کنید که انرژی هسته ای تنها راه حل است

بحث دوم این است که سلنبرگر برای مدت طولانی این کار را انجام داده است و مشکلات آب و هوا و انرژی تنها از طریق انرژی هسته ای قابل حل است. وی گفت: “فقط انرژی هسته ای ، نه انرژی خورشیدی یا باد ، می توانند انرژی ارزان ، پایدار و فراوانی را تأمین کنند.” “فقط انرژی هسته ای می تواند ضمن حفظ تمدن پرانرژی ، از تأثیرات آن بر محیط انسانی بکاهد.” او به راحتی اعتراضات اقتصادی ، زیست محیطی ، سیاسی و اجتماعی در مورد انرژی هسته ای را نادیده می گیرد ، زیرا شنیدن آن ارزش ندارد. به عنوان مثال ، “زباله های هسته ای ایمن ترین و بهترین زباله های تولید برق هستند. این زباله ها هنوز به کسی آسیب نرسانده است و همچنان آسیب خواهد دید. او استدلال می کند که انرژی هسته ای تنها منبع انرژی قادر به پاسخگویی به تغییرات آب و هوایی است (شاید حتی مگا سدهایی که ادعا می شود بر روی رودخانه کنگو در آفریقا ساخته می شود) ، به این معنی که انرژی های تجدید پذیر همان چیزی است که وی آن را “غیر قابل اعتماد” می نامد – این کوچک ، دوره ای است و با این ادعا که مشکلات اقتصادی ، زیست محیطی ، سیاسی و اجتماعی وجود دارد پشتیبانی می شود.

درست است که مشکلات فقر و محیط به هم پیوند خورده اند و این بحث جدیدی نیست. این حس مشترک اساسی توسعه بین المللی است و در اهداف توسعه هزاره سازمان ملل متحد و اهداف توسعه پایدار کنونی منعکس می شود ، به شرح زیر.

“اهداف توسعه پایدار هدف این است که اطمینان حاصل شود که همه آینده ای بهتر و پایدارتر دارند. این امر مستلزم پرداختن به بحران های جهانی است که امروز با آن روبرو هستیم: فقر ، نابرابری ، تغییر اقلیم ، تخریب محیط زیست ، صلح و عدالت. همه این 17 هدف بهم پیوسته است. “

مدت هاست که علوم پایه زیست محیطی و اقتصاد محیط زیست بر این باورند که منابع مختلف انرژی دارای مزایا و معایب پیچیده زیست محیطی هستند. ارزیابی بحران انرژی ، تجزیه و تحلیل یکپارچه سیستم زیست محیطی و اقتصاد اکولوژیکی دهه هاست که با این موضوع سروکار دارند.

زدن ترسهای بی شماری

سلنبرگر همچنان از بحث مترسک برای سایر مشکلات استفاده می کند. (Strike the scarec به اشتباه در آوردن استدلالهایی که دلیل واقعی دیگران نیستند و رد آنها اشاره دارد.) متداولترین بحث مترسک در بحث تغییر اقلیم این است که دانشمندان ادعا می کنند که تغییرات آب و هوایی “علت” حوادث شدید هواشناسی اخیر با این حال ، دانشمندان اقلیم بین “علت” و “معلول” تمایز کاملی قائل شده اند. این امروزه فعال ترین زمینه تحقیقات اقلیمی است که “علم انتساب” نامیده می شود.

سلنبرگر این ادعا را پس از ادعای مترسك مبنی بر اینكه مردم تغییرات آب و هوایی را علت وقایع شدید هواشناسی اخیر (آتش سوزی جنگل ها ، سیل ، امواج گرما ، خشکسالی) می دانند ، رد می کند. به عنوان مثال ، “بسیاری از مردم به تغییرات آب و هوایی به عنوان عامل آتش سوزی در کالیفرنیا اشاره می کنند” ، و سپس “آتش سوزی در جنگل های استرالیا حتی اگر درجه حرارت در استرالیا افزایش نیافته باشد ، اتفاق می افتاد.” همچنین در این که او در مورد چگونگی رسانه ها آتش سوزی را گزارش دادند و به استناد گزارش نیویورک تایمز در مورد آتش سوزی جنگل آمازون در سال 2019. “در مورد آتش سوزی در جنگل آمازون ، نیویورک تایمز به درستی گزارش داد که آتش سوزی جنگل به دلیل تغییر آب و هوا نبوده است.” با این حال ، همبرگر سلن فقط بخشی است که می خواهید. وقتی در واقع به مقاله نگاه می کنید ، بلافاصله بعد از دو جمله کلمه “نفوذ” ظاهر می شود.

“این آتش سوزی ها به دلیل تغییرات آب و هوایی نیستند. در مقیاس بزرگتر توسط انسان ایجاد می شود. اما تغییرات آب و هوایی ممکن است باعث افزایش آتش سوزی در جنگل ها شود. دمای بالاتر و هوای خشک می تواند آتش سوزی جنگل را گرم و سریعتر کند. “

وی همچنین مطالعات مختلف در مورد رابطه بین تغییر آب و هوا و حوادث شدید آب و هوایی را درک نمی کند. ادعای وی مبنی بر اینکه “تغییرات آب و هوایی هنوز دفعات وقوع این حوادث مختلف را افزایش نداده است” پژوهشی است که 15 سال پیش منتشر شد و به دنبال آن مطالعات اضافی زیادی انجام شد. در حقیقت ، تحقیقات بیشتر و بیشتر در حال نشان دادن ارتباط قوی بین تغییرات آب و هوا و حوادث شدید مانند طوفان ، امواج گرما ، سیل و ناپدید شدن یخچال های طبیعی است. به عنوان مثال ، در سال 2019 ، انجمن هواشناسی آمریکا (AMS) نتایج تجزیه و تحلیل حوادث شدید آب و هوایی را برای سال 2018 منتشر کرد ، از جمله مطالعه 121 دانشمند از 13 کشور. حوادث شدید آب و هوایی شامل خشکسالی شدید در غرب ایالات متحده ، امواج گرما در شبه جزیره ایبریا و شمال شرق آسیا ، بارندگی شدید در میانه آتلانتیک ایالات متحده و یخچال های طبیعی کم در دریای برینگ است. “این احتمال بیشتر به دلیل تغییرات آب و هوایی انسان است. می بینمش. جف روزنفلد ، سردبیر AMS ، “تاکنون ، ما بیش از 100 مطالعه اسناد منتشر کرده ایم و مدارک علمی در این زمینه ارائه می دهیم.” مطالعات اسناد با در نظر گرفتن پیچیدگی دنیای واقعی ، به طور فزاینده ای مفید می شوند. “تحقیقات به وضوح بیش از هر چیز دیگری نشان می دهد که تأثیر انسان بر تغییر اقلیم وجود دارد.”

وی همچنین در مورد انقراض گونه ها یک خطای مفهومی جدی دارد. فصل مربوط به این شامل میزان انقراض ، سو mis تفاهم در مورد اکوسیستم ها و عملکردهای بیولوژیکی ، سوتفاهم در مورد زمان زمین شناسی و سو mis استفاده از داده ها است. به عنوان مثال ، سلنبرگر “ثروت” را با “تنوع زیستی” اشتباه گرفته و استدلال پوچ زیر را مطرح می کند:

“گونه های مهاجم در واقع متوسط ​​تنوع مناطق جزیره ای در جهان را دو برابر کرده اند. تعداد گونه های گیاهی تازه معرفی شده بیش از 100 برابر تعداد گیاهان منقرض شده است. “

بر اساس این منطق ، با ناپدید شدن هر 10 گونه پرنده بومی در جزیره و ورود 20 گونه پرنده عجیب و غریب ، “تنوع گونه ای” جزیره دو برابر شد. این تناقض به این دلیل است که او مطالعه ای را که ذکر کرد به درستی درک نکرد و فقط به تعداد ، نه تنوع گونه ها ، و فراوانی گونه ها و گونه های بیگانه ، گونه های بومی منقرض شده ، تضعیف ایمنی اکوسیستم و همگن سازی گیاهان و حیوانات نگاه کرد. زیرا آنها اثرات سوverse خود را نادیده گرفتند.

بعد از دو



[ad_2]

By kpD56

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.